حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2093
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
از كاريّه يك ساتراپى تشكيل مىكند و آن را به آسّاندر ميدهد ، تا او را به طرف خود جلب كند ( ديودور ، كتاب 19 ، بند 75 ) و بعد يك ساتراپى ديگر از فريگيّه سفلى يا هلّسپونت ميسازد ( ديودور ، كتاب 20 ، بند 19 ) . كليّة لفظ ساتراپ و ساتراپى در اين زمان خيلى رايج است و اوّلى بمعنى والى ، دوّمى بمعنى ايالت است . نيز نميدانيم ، كه در زمان آنتىگون ايالات كوچكتر شده بود يا مانند زمان اسكندر در ايالات سابق دولت هخامنشى تغييرى نداده بودند ، ولى شكّى نيست ، كه علاوه بر والى يكنفر رئيس قشون هم مانند زمان هخامنشىها در ايالت بوده و ظنّ قوى اين است ، كه اين رئيس قشون را مانند بطالسه در مصر ستراتژ « 1 » ميناميدند . از ساير مأمورين دولت در ايالات خبرى نداريم همين قدر ديده مىشود ، كه خزانهدارانى در شهرهاى بزرگ بودهاند ، ولى نميدانيم اختيارات اينها چه بوده . در دولت آنتىگون اراضى زيادى در ايالات از آن پادشاه بود ، ولى صاحبان اراضى وسيعه در ميان اشخاص متفرّق نيز بودند . اينها قانونا از طرف دولت داراى اراضى شده بودند ، ولى عملا مالك واقعى بشمار ميرفتند و رعايائى ، كه در املاك اربابى سكونت داشتند ، بملك تعلّق داشته بنده مالك بودند ، يعنى آزاد نبودند ، از ملكى بملكى بروند و در موقع فروش ملك رعايا هم جزء آن فروخته ميشدند . در زمان جانشينان حكّامى هستند ، كه ايالت آنها موروثى است ، اينها امراء يا پادشاهان دست نشاندهاند ، مثلا مهرداد پسر آرى برزن امير شهر كيوس « 2 » ، كه ذكرش پائينتر بيايد . اسكندر او را از ايالتش راند ، باوجود اين او تمكين نكرد و بعد دمتريوس پسر آنتىگون ايالتش را به او رد كرد ( 308 يا 309 ق . م ) . كليّة از مطالعه در اوضاع زمان آنتىگون اين معنى به خوبى مشاهده مىشود ، كه آنتىگون محبّ يونان بوده ، آزادى داخلى شهرهاى يونانى را حفظ ميكرده
--> ( 1 ) - Stratege . ( 2 ) - Cios .